تبليغاتX
كندو

كندو

سخنگوي شوراي نگهبان با بيان اينكه تمامي گزارش‌ها و شكايات كانديداهاي معترض، بررسي شده است، از انتشار گزارش جامع شوراي نگهبان، در پايان مهلت رسيدگي به شكايات خبر داد.

به گزارش ايسنا، دكتر عباسعلي كدخدايي با اشاره به روند بررسي شكايت‌ها در شوراي نگهبان، اظهار كرد: بر اساس آنچه كه در ده روز گذشته انجام شده، كار بررسي‌ها تقريبا تمام شده است اما مصلحت ديده شد كه فرصت بيشتري را در اختيار كانديداهاي محترم قرار دهيم.

وي افزود: تمديد مهلت رسيدگي به شكايات رسيده از سوي كانديداها، براي ايجاد اطمينان بيشتر در بين هواداران كانديداهاي محترم و نيز يك نوع اعتمادسازي بود.

سخنگوي شوراي نگهبان در عين حال گفت: بر اساس بررسي‌هاي انجام شده در ده روز گذشته، بجز تخلف‌هاي كوچكي كه عموما در هر دوره از انتخابات ديده مي‌شود، هيچگونه تخلف عمده‌اي مشاهده نشده است و ما به يك انحراف عمده در انتخابات رياست‌جمهوري نرسيده‌ايم.

وي تاكيد كرد: هيچ يك از ادوار انتخابات رياست‌جمهوري تاكنون دچار انحراف يا تقلب عمده نشده‌اند، خصوصا انتخابات اخير كه از جمله سالم‌ترين انتخابات در طول دوران گذشته بوده است.

كدخدايي با اشاره به نظارت دقيق شوراي نگهبان بر روند انتخابات، گفت: شوراي نگهبان از قبل از روز راي‌گيري بر چگونگي انجام مقدمات انتخابات، نظارت دقيق و كاملي داشته و راي‌گيري هم تحت نظارت دقيق ناظران شوراي نگهبان انجام شده است.

وي خاطرنشان كرد: به ضرس قاطع مي‌توان گفت كه هيچگونه تقلبي در اين انتخابات شكل نگرفته است.

سخنگوي شوراي نگهبان با اشاره به تدابير انديشده شده براي سالم برگزار شدن اين دوره از انتخابات گفت: شوراي نگهبان از جهت نظارت سعي كرد كه براي اين انتخابات، راهكارهاي جديدي را درنظر بگيرد تا اطمينان بيشتري از صحت انتخابات حاصل شود؛ مثلا در تعرفه‌هاي راي كه در گذشته يك جاي مهر داشت، اين‌بار دو جاي مهر درنظر گرفته شد كه يكي مهر انتخابات و ديگري مهر نظارت بود يا اينكه تعرفه‌ها براي هر استاني داراي يك كد و پيش‌شماره سريال مخصوص خود شد. علاوه بر اينها ما بازرسان كارآزموده‌اي را هم در روز انتخابات به استان‌ها ارسال كرديم كه نظارت دقيق‌تري بر روند اجراي انتخابات داشته باشند. اينها از جمله روش‌هايي بود كه شوراي نگهبان براي اطمينان بيشتر از صحت روند انتخابات براي خود و كانديداها و هوادارانشان درنظر گرفت.

معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان، در پاسخ به ادعاي برخي كانديداها مبني بر اينكه در 70 حوزه، تعداد راي‌دهندگان بيش از واجدان شرايط بوده است، با بيان اينكه در بررسي‌ها مشخص شد كه تعداد اين موارد خيلي كمتر از اينهاست، گفت: از لحاظ قانوني هيچ منعي ندارد كه تعداد آراء در حوزه انتخابيه‌اي افزون بر تعداد واجدان شرايط باشد، مخصوصا در انتخابات رياست‌جمهوري كه افراد آزادند در هر حوزه‌اي كه مايلند راي‌شان را به‌صندوق بيندازند.

كدخدايي افزود: بسياري از اين مناطقي كه به آنها اشاره شده، مناطق ييلاقي است كه در پايان هفته، مردم براي تفريح در آنجا حضور مي‌يابند، مانند مناطق ييلاقي مشهد از قبيل طرقبه و چناران و يا مناطق ييلاقي شمال. طبعا جمعيتي كه در روز پنجشنبه و جمعه در آنجا حضور دارند، بيشتر از واجدان شرايط آن منطقه هستند. برخي از مناطق نيز دانشجويي يا كارگري هستند كه دانشجويان و كارگران غيربومي زيادي در آن مناطق حضور دارند.

وي ادامه داد: برخي از حوزه‌هايي كه ذكر شده، حوزه‌هاي جديدي هستند كه هنوز آمار دقيقي از واجدان شرايط در آنها نداريم و نمي‌توانيم ادعايي در مورد آنها داشته باشيم.

به گزارش اداره كل روابط عمومي شوراي نگهبان، سخنگوي شوراي نگهبان گفت: بنابراين اولا تعداد اينگونه حوزه‌ها بسيار اندك است، ثانيا تمامي اين موارد، توجيه منطقي دارد، ثالثا در انتخابات گذشته هم اين مساله اتفاق افتاده است.

وي در عين حال تصريح كرد: اگر روشن شود كه اين افزايش آراء به سبب يك تخلفي صورت گرفته است قطعا با آن برخورد مي‌شود اما در تحقيقات و بررسي‌هايي كه ما انجام داده‌ايم هيچگونه تخلفي در اين جهت مشاهده نشده است.

كدخدايي درخصوص اعتراضات مطرح شده از سوي يكي از كانديداها گفت: آقاي موسوي از همان ابتدا، موارد بسيار اندكي را براي ما ارسال كردند. بسياري از آنها ناظر به روند اجرايي انتخابات بود كه مثلا در فلان صندوق، تبليغات يكي از نامزدها وجود دارد. ما دستور داديم آنها را بررسي كردند و معلوم شد كه بسياري از آنها صحت ندارد و آنهايي هم كه صحت داشت تذكر داده شد و بلافاصله مشكل برطرف شد. يا ادعا شده كه نمايندگان‌شان از برخي صندوق‌ها اخراج شده‌اند كه پس از بررسي، معلوم شد چنين چيزي اتفاق نيفتاده است و اصولا نمايندگان اين كانديدا در صندوق‌هاي ادعا شده، حضور نداشتند. بنابراين بسياري از اين موارد، جزيي بود كه ما در همان روز انتخابات به آنها رسيدگي و با آنها برخورد كرديم و آنهايي هم كه صحت نداشته است در پايان فرصت رسيدگي به شكايات، گزارش آن را به نامزدها ارسال خواهيم كرد.

سخنگوي شوراي نگهبان درخصوص شايعاتي كه در مورد ميزان چاپ تعرفه‌هاي راي، مطرح شده است نيز گفت: مجموع تعرفه‌هايي كه براي اين دوره از انتخابات چاپ شده بود، حدود 60 ميليون برگه بود كه شوراي نگهبان در روزهاي گذشته، براي اطمينان بيشتر، سه‌نفر از كارشناسان و بازرسان خود را به وزارت كشور فرستاد و آنها قراردادهاي مربوط به چاپ، تعداد تعرفه‌هايي كه در انبارها باقي مانده، تعداد تعرفه‌هايي كه مصرف شده و تعداد تعرفه‌هايي كه در صندوق‌ها است را با آمار و ارقام و اسناد كافي جمع‌آوري كردند و گزارش آن را به اعضاي شوراي محترم نگهبان ارائه كردند و خوشبختانه هيچگونه مشكلي در اين زمينه نبوده است.

وي با بيان اينكه بر اساس بررسي‌هاي انجام شده مشخص شد كه ادعاي برخي كانديداها مبني بر اينكه در برخي حوزه‌ها، تعرفه راي به اندازه كافي توزيع نشده، نادرست است، گفت: روند راي‌گيري، تنها در دو منطقه، آن هم به دليل استقبال گسترده مردم، با تاخير 20 دقيقه و 40 دقيقه‌اي مواجه شد. غير از اين موارد هيچگونه گزارشي مبني بر اينكه برگ تعرفه راي در حوزه‌اي وجود نداشته باشد به ما واصل نشده است. بررسي‌هاي بعد از روز انتخابات هم نشان مي‌دهد كه هيچكدام از اين ادعاها درست نبوده است.

سخنگوي شوراي نگهبان با اشاره به اعتراضات برخي كانديداها از فضاي سياسي قبل از انتخابات، خاطرنشان كرد: برخي از كانديداهاي محترم به قوانين و مقررات توجه نكرده و بدون آنكه به اجراي راي‌گيري، ايرادي وارد كرده باشند، به فضاي سياسي قبل از انتخابات ايراد گرفته‌اند كه اصولا به شوراي نگهبان ارتباطي ندارد.

وي افزود: بر اساس مواردي كه نامزدهاي محترم به شوراي نگهبان ارسال كرده‌اند، ادعايي مبني بر تخلف و تقلب در راي‌گيري وجود ندارد همانگونه كه خود آنها در برخي از جاها اشاره كرده‌اند كه ما با صندوق‌هاي راي مشكلي نداريم بلكه به فضاي قبل از انتخابات اعتراض داريم.

دكتر كدخدايي ادامه داد: فضاي قبل از انتخابات، فضاي جامعه است كه ممكن است مردم بر اثر برنامه‌ها و مناظره‌هاي كانديداها، به يك فردي استقبال بيشتري نشان بدهند يا از فردي رويگردان بشوند اما اينها مسايلي نيست كه بتوان با استناد به آنها مدعي تقلب و تخلف در انتخابات شد.

وي در پايان خاطرنشان كرد: تمام گزارش‌ها و شكاياتي كه كانديداهاي معترض داشته‌اند، جزء به جزء بررسي شده است و گزارش آن به همراه محورهاي اعتراض كانديداها، ان‌شاءالله در پايان مهلت رسيدگي به شكايات، منتشر خواهد شد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط معترض
درود بر احمدي نژاد

نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم خرداد 1388 توسط معترض

هميشه اينطور بوده اگر ادعاي دفاع از حقوق زنان كني بهت انگ فمينيسم مي زنن اگر خواستار ازادي باشي بهت ميگن نه بابا ميخواي بي بند و باري رو ترويج بدي؟ اگر زيادي مودب باشي ميگن فلاني  افاده اي هست اگر سكوت پيشه كني و دنبال كار خودت رو بگيري ميگن منزويه اگر به اصطلاح اجتماعي باشي و مجلس گرم كن ميگن فلاني پروهه .اگر بخواي يه مقدار استراحت كني و درس خوندن رو مدتي تعطيل كني ميگن بايد شوهر بري.اگر بخواي دزس بخوني ميگن ادم خوب نيست تنها به يه مقوله تو زندگيش فكر كنه .خوب نيست سنش بره بالا.اگر بخواي هم شاغل بشي بايد يه بند پ كه از ابر قدرتان و افراد شاخص و با نفوذه داشته باشي و الا تا ظهور دولت يار بايد سبزي پاك كني.ما كه نفهميديم چه كار بايد كنيم      



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388 توسط معترض
عجیب است !ه آدمی به جایی می رسد که از تمامی کائنات متنفر می شود

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط معترض
روزنامه ی کیهان در شماره ی روز چهارشنبه ی خود ، در بخش " گفت و شنود "  ، طنزی با عنوان   " نفر بعدی " در مورد سید محمد خاتمی نوشته است که در زیر می خوانید:

گفت: چه خبر؟!
گفتم: رئيس جمهور سابق كشورمان از بي مهري و بي توجهي فراوان نسبت به طرح «گفت وگوي تمدن ها» به شدت انتقاد كرد.
گفت: ولي آمريكا و اروپا كه از طرح گفت وگوي تمدن هاي آقاي خاتمي به شدت حمايت كردند و براي نشان دادن ميزان اعتقاد خود به اين طرح، بلافاصله به افغانستان و عراق حمله كردند و مردم مظلوم اين دو كشور را به خاك و خون كشيدند!
گفتم: ظاهراً منظور رئيس جمهور سابق آن است كه در ايران به طرح گفت وگوي تمدن هاي ايشان توجه چنداني نشده است.
گفت: كم لطفي مي فرمايند! مگر بعد از طرح ايشان آمريكايي ها ايران را محور شرارت لقب ندادند؟ و مگر از آن روز تا به حال يكسره ايران را به حمله نظامي تهديد نمي كنند؟ مگر چند قطعنامه عليه ايران صادر نكرده اند؟ و... بنابراين صابون طرح گفت وگوي تمدن هاي آقاي خاتمي به تن ملت ايران هم خورده است.
گفتم: البته مثل اينكه آقاي خاتمي يك نكته خيلي خيلي كوچك ديگر را هم فراموش كرده اند و آن اينكه رئيس مركز گفت وگوي تمدن هاي ايشان، يعني آقاي مهاجراني بعد از افتضاحي كه به بار آورد به خارج از كشور گريخته و...
گفت: خب! با اين حساب معلوم است كه كسي به اين طرح توجهي نمي كند.
گفتم: چه عرض كنم؟! شخصي نزد دكتر رفت و گفت؛ آقاي دكتر مدتي است كه هيچكس به من توجهي نمي كند. دكتر نگاهي به او كرد و گفت؛ نفر بعدي!



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم مهر 1387 توسط معترض

در این گفتگوی شنیدنی خانم مهناز رئوفی، نجات یافته فرقه ضاله بهائیت خاطرات خود را از زمان انحراف و چگونگی هدایت شدنش را بیان می کند.

مهناز رئوفى متولد ۱۳۴۹ در سنندج است. از سادات طباطبايى است ولى به واسطه اين كه پدرش بهايى بود او نيز بهايى ماند. مى گويد اگرچه اجداد او از مسلمانان سرشناس و صاحب احترام و معتمد بودند و هم اكنون آرامگاه هاى آنان مورد تكريم مسلمانان است ولى پدربزرگ هاى او به مسلك بهائيت درآمدند. او، برادرانش، همسر برادران و خواهرانش از اعضاى فعال تشكيلات بهائيان بودند به شكلى كه برادران او هم اكنون نيز از سران بهائيت در ايران محسوب مى شوند.رئوفى اسلام آوردنش را تنها خواست و لطف خدا مى داند و وقتى از اين مسئله سخن به ميان مى آورد احساسات و شوق كاملاً بر بيانش غالب مى شود اگرچه به اين واسطه هزينه سنگينى را نيز پرداخت كرده است. او مى گويد: اگرچه فردى بسيار عاطفى و وابسته به خانواده هستم ولى به واسطه خروج از بهائيت از خانواده طرد شدم و اجازه پيدا نكردم كه بعد از سالها خانواده ام را ملاقات كنم و پدرم هم در اين سالها از دنيا رفت و اين اتفاق نيز برايم خيلى سنگين بود. با اين حال او اين مسئله را به جان خريد و حاضر شد براى يافتن حقيقت هزينه آن را نيز پرداخت كند.

اجازه بدهيد ابتداى مصاحبه را با يك تاريخچه مختصر از فرقه بهائيت آغاز كنيم.
پيدايش بهائيت از سال ۱۲۶۰ با ادعاى جوانى به نام سيدعلى محمد كه خود را ملقب به «باب» كرد آغاز شده است. سيدعلى محمد باب ابتدا ادعاى مهدويت و سپس ادعاى خدايى نمود. اين شخص بعد از ۹ سال كه توانست پيروانى را براى خود دست و پا كند، توسط اميركبير در تبريز اعدام شد. ميرزا حسينعلى نورى از پيروان باب بود كه پس از اعدام وى ادعاى «من يظهر اللهى» كرد و گفت كه باب مبشر من بوده و من مهدى موعود هستم و به اين شكل ادعاى مهدويت نمود و خودش را بهاءالله و پيروانش را بهايى ناميد. بعد از بهاء، پسرش به نام عباس افندى كه خودش را «عبدالبهاء» يعنى بنده بهاء ناميد جانشين وى گرديد و پس از او نيز شوقى افندى كه نوه دخترى عبدالبهاء بود اداره امور بهائيان را برعهده گرفت. پس از اين سه نفر و تا امروز زعامت بهائيان برعهده «بيت العدل» است. «بيت العدل» مركزيتى متشكل از ۹ نفر است كه توسط شوقى افندى تشكيل شد چرا كه او صاحب فرزندى نشد تا رهبرى بهائيان را برعهده بگيرد. تمام دستورات ادارى و حقوقى و در كل تمام مسائل بهائيان از «بيت العدل» صادر مى شود و همه بهائيان تابع محض اين ۹ نفر هستند. بهائيان اين ۹ نفر را مصون از هرگونه خطا مى پندارند و جمع آنها را (نه تك تك) برى از هر اشتباهى مى دانند.


                                                


يعنى معتقدند اين ۹ نفر معصوم هستند
مى گويند كه اين عده ملهم به الهامات غيبيه هستند و عصمت دارند و هر دستورى كه از سوى آنها صادر شود از طرف خداست و بايد بدون چون و چرا انجام داد.
اين عده چگونه انتخاب مى شوند
توسط خود بهايى ها انتخاب مى شوند.
بيت العدل در كجا قرار دارد
در اسرائيل. خود بهاء هم در اسرائيل فوت كرد و جالب است بدانيد كه او مى گفت كه قبله بهائيان من هستم و بايد به طرف من نماز بخوانيد و طبعاً وقتى هم كه فوت كرد قبرش در اسرائيل بود و الآن قبله همه بهائيان به طرف اسرائيل است.


وقتى بهاء زنده بود چطور به طرف او نماز خوانده مى شد
اين جزو سؤال هاى پاسخ داده نشده است كه چطور مى شود رو به يك انسان زنده نماز خواند يا اين كه خودش چطور نماز مى خوانده است! او ادعاى خدايى داشت ولى در برخى متون از خدا استمداد مى كرد. وقتى از او دليل اين مسئله را مى پرسيدند كه چرا تناقض گويى مى كنى مى گفت كه شما غافل هستيد ظاهر من باطن مرا مى خواند و باطنم ظاهرم را!
رابطه اين فرقه با رژيم صهيونيستى به چه شكل است
طبعاً «بيت العدل» به عنوان مهمترين و مركزيت اين فرقه در سرزمين هاى اشغالى است و فعاليت هاى گسترده اى داشته و به لحاظ اقتصادى منافع زيادى دارد.


چطور
به خاطر اين كه مقبره بهاء آنجاست، بهايى ها دسته دسته به آنجا مى روند و آنجا به حالت يك مكان توريستى درآمده است و طبعاً درآمد مناسبى هم دارد. ضمن اين كه خود بهايى ها هر ۱۹ روز يكبار با بهانه هاى مختلف پول جمع مى كنند و به اسرائيل مى فرستند. به غير از اين «بيت العدل» از دادن ماليات به دولت اسرائيل معاف است كه اين خود جاى سؤال دارد. ضمن اين كه اعضاى «بيت العدل» در سال يك يا دو بار با رئيس جمهور اسرائيل ديدار مى كنند. البته اين ملاقات آشكار آنهاست و طبعاً ملاقات هاى غيرآشكار هم زياد اتفاق مى افتد. بايد عرض كنم منافع صهيونيست ها با بهائيان مشترك است و آن از بين بردن اسلام است.
چرا بهاء از همان ابتدا ادعاى اولوهيت نكرد و ابتدا گفت من مهدى موعود هستم و سپس ادعاى خدايى كرد
اصلاً قبل از ادعاى بهاء ، باب چنين ادعايى داشت و بهاء پيرو باب بود و در اين مورد سكوت كرده بود. پس از اعدام باب عده اى ادعاى «من يظهر اللهى» كردند و گفتند كه باب ظهور آنها را بشارت داده است، بهاء هم گفت كه من در زندان بودم كه يك مرتبه به ذهنم رسيد و به من الهام شد و متوجه شدم كه من پيغمبر بودم و خبر نداشتم!


پيش زمينه چنين ادعايى از جانب بهاء چه بوده است
دال گوركى سفير كبير روسيه در ايران با بهاء ارتباط تنگاتنگ داشته و هر وقت او دچار مشكلى مى شده هميشه روسها و انگليس ها وارد صحنه مى شدند و او را از مخمصه نجات مى دادند و اين مسئله كاملاً آشكار بوده و پنهانى نيست كما اين كه در تاريخ آمده زمانى كه به واسطه طرح ترورى كه بهائيان براى ناصرالدين شاه ريخته بودند و به دليل عدم توفيق عمليات ترور، بهاء به دليل حمايتى كه سفارت روسيه در تهران از او داشت از اعدام و مجازات جان سالم به در برد.
از طرف ديگر با دقت در تعاليم و اصول اين فرقه ما متوجه مى شويم كه اين فرقه كاملاً ساخته و پرداخته شده و هدفى خاص را دنبال مى كند. با اين پيش زمينه كاملاً مى شود فهميد كه در اينجا كار، كار سياست بوده است كما اين كه اسناد آن نيز به وفور در تاريخ وجود دارد و بايد به اين نكته نيز توجه كرد كه استعمارگران، بهائيت را براى انحراف در شيعه و وهابيت را براى انحراف در اهل سنت ايجاد كردند.
حتماً شنيده ايد كه عبدالبهاء به واسطه خدماتش به انگليس از اين كشور لقب «سر» دريافت كرد.


او در كتابش مى نويسد كه آمدن من به ايران سبب الفت ايران و انگليس است و نتيجه به درجه اى مى رسد كه بزودى افراد ايران جان خود را براى انگليس فدا مى كنند. ضمن اين كه نخستين كميسر عالى فلسطين در زمان قيموميت انگليس به پاس قدردانى از خدمات بهائيان در دوران جنگ جهانى اول نشان «شهسوار طريقت امپراتورى بريتانيا» را به عباس افندى (عبدالبهاء) اعطا كرد.
رابطه بابيت با بهائيت چگونه است
ابتدا من يك پيشنهادى مى دهم كه شما يك سؤالى را براى بهائيان مطرح كنيد. قطعاً اين سؤال باعث به فكر افتادن اشخاص بى غرض مى شود كه گول بهائيت را خورده اند و آن اين كه اگر باب آمد كه فقط بهاء را بشارت دهد پس چطور انبوهى از تعاليم را با خود آورد كه به هيچ كدام هم عمل نشد.


چطور
چون قبل از اجرايى شدن آن باب اعدام شد و بهاء پس از باب تعاليم جديدى را آورد و تمام تعاليم باب را به دريا ريخت و اين مسئله در آثار بهائيان وجود دارد.
البته يك سرى متون از باب وجود دارد كه نشانگر اين است كه باب اختلال عقلى داشته است. اين هم در دسترس همه بهائيان نيست مگر اين كه شخصى جست و جوگر باشد و آن را پيدا كند و به فارسى ترجمه كند و تازه متوجه خواهد شد كه متوجه معنى متن نمى شود.
يعنى متون باب قابل ترجمه نيست
اصلاً صرف و نحو بشدت در آن خدشه دار است. وقتى هم از او پرسيدند كه چرا در نوشته هايت قواعد ابتدايى را رعايت نمى كنيد در جواب گفته بود كه صرف و نحو را من ابداع مى كنم و اين صرف و نحو موجود درست نيست! و آنچه من مى گويم درست است. يا احكام عجيب و غريبى كه در بابيت وجود دارد. مثل اين كه اگر زنى از همسر خود بچه دار نشد مى تواند از مرد ديگرى بچه دار شود و احكام بسيار چندش آور ديگرى كه باب آورد يا اين كه مى گويد همه كتاب ها غير از كتاب باب بايد سوزانده شود يا همه اماكن مذهبى حتى مسجدالحرام بايد تخريب شود و تنها ساختمان و آرامگاه او سالم بماند.


اينها هيچكدام عملى نشد و قرار هم نبود عملى شود. وقتى از بهائيان مى پرسيد كه اين احكام چرا اينطور است و چرا برخى از آنها حتى قابل فهم نيست مى گويند كه ما كه بابى نيستيم.
مگر باب را قبول ندارند
خودشان مى گويند باب بشارت دهنده بهاء بوده است و باب را به عنوان يك مظهر مقدسه و كسى كه ظهور كرده قبول دارند ولى بلافاصله وقتى از احكام ديوانه وار باب سخن به ميان مى آيد آنها مى گويند كه ما بابى نيستيم.
يعنى تناقض وجود دارد
بله. اين تناقض است چون منشأ بهائيت از بابيت بوده است.
يكى از بحث هايى كه در مورد بهائيت مطرح مى شود ازدواج با محارم است. در اين مورد توضيح دهيد
اين مسئله در احكام بهائيت به شكلى وجود دارد. بهاير در كتاب اقدس در مورد ازدواج اين طور مى گويد كه ازدواج با زن پدر حرام است و در اين بحث موارد ديگرى را نام نبرده است و اين مسئله باعث سؤال مى شود.


جواب آنها چيست
مى گويند موارد ديگر در اسلام آمده است و نيازى به اشاره مجدد نبوده است! در صورتى كه نام زن پدر هم به عنوان كسى كه نمى توان با آن ازدواج كرد در اسلام آمده است پس چرا فقط به اين مورد اشاره شده است كه اين سؤالى است كه آنها نمى توانند جواب دهند.
شيرين عبادى اخيراً گفته كه نبايد بهايى ها تحت فشار باشند چرا كه آنها مسلمان هستند. اين عمدى كه وجود دارد تا بهائيت را شاخه اى از اسلام بنامند در چيست
قطعاً اينها به هيچ عنوان مسلمان نيستند و اساساً قائل به منسوخ شدن اسلام و ظهور دين بهائيت هستند. آنها اين را مى گويند. ضمن اينكه آنها براى بهاء شأنيت خدايى قائل هستند و مى گويند كه خدا در شخص بهاء متجلى شده است و الآن هم روح بهاء را مى پرستند. از طرف ديگر از آنجايى كه بهاء خود را مهدى موعود ناميد از اين طريق آنها خودشان را به اسلام مى چسبانند.‎/‎/
طبعاً وقتى ادعاى خدايى مى كند اين مسئله هم از بين مى رود. منظور من اين است كه عمد و علت مطرح كردن چنين مسائلى چيست
شگرد آنها اين است. هر كجا كه باشند مى گويند ما از شما هستيم. در مواجهه با مسيحى ها نيز همين را مطرح مى كنند و مى گويند ما هم مثل شما يك دين هستيم. روش تبليغى آنها اين طور است.


بهائيت يك مشكل ويژه با تشيع دارد. علت آن چيست
همان طور كه عرض كردم اينها هميشه سعى داشته اند كه اگر با هر مذهب يا دينى روبه رو شدند خودشان را نزديك به آن دين يا مذهب معرفى كنند. در مورد تشيع هم همين مسئله صادق است و آنها سعى مى كنند در ظاهر اين طور وانمود كنند در صورتى كه خود بهاء از «شيعه» به عنوان «شنيعه» ياد مى كرد و بشدت از علما و روحانيون شيعه تنفر داشت و در ذهن خود به دنبال راهى براى نابودى آنها مى گشت. اساساً بهائيت با دو مسئله در شيعه بشدت مشكل دارد: يكى روحانيت و ديگرى عاشورا.
چرا عاشورا
آنها هم مى دانند كه همه چيز تشيع از عاشوراست. امام هم فرمود ما هرچه داريم از محرم و صفر است. اينها هم اين مسئله را درك كرده اند كه استحكام اسلام و تشيع از عاشوراست. آنها مى خواهند كه اسلام نباشد ولى از آنجايى كه اينها چندين چهره دارند حتى براى امام حسين (ع) هم زيارتنامه مخصوصى نوشته اند تا بگويند كه اسلام را قبول دارند. من خودم بهايى بودم و مى دانم كه اين زيارتنامه هيچگاه خوانده نمى شود و به آن اعتنايى نمى گردد. ضمن اينكه بهائيان هر سال در روز اول و دوم محرم به مناسبت روز تولد بهاء و باب جشن مى گيرند. وقتى از آنها سؤال مى كنيد كه چرا ايام شهادت امام حسين را جشن مى گيريد مى گويند كه اسلام ديگر منسوخ شده است. يعنى از يك سو براى امام حسين زيارتنامه دارند و از سوى ديگر اسلام را منسوخ شده مى دانند. اين تناقضات در بهائيت بسيار زياد است.


شگردهاى جذب غير بهائيان توسط اين فرقه به چه شكل است
شگرد آنها شست وشوى مغزى افراد است. ابتدا سعى مى كنند تمام معتقدات فرد را از او بگيرند و ايمانش را سست كنند و پس از آن مى گويند كه حالا هر چه اعتقاد داشتى از خود بيرون كن و آماده پذيرش بهائيت شو. بعد از جاهايى شروع مى كنند كه طرف را علاقه مند كنند. مى گويند ما به تساوى زن و مرد معتقديم، صلح، وحدت بشريت و.‎/‎/ از اعتقادات ماست و براى آن تلاش مى كنيم. يعنى سعى مى كنند با سفسطه افرادى را كه آگاهى درستى از اسلام ندارند از اسلام زده كنند و سپس با شعارهاى زيبا او را جذب نمايند.
الآن تعداد بهائيان چقدر است
يكى از دستورات اينها به پيروان خود اين است كه سعى مى كنند تا آنجايى كه ممكن است در شهرها و كشورهاى مختلف پخش شوند تا حضور خود را در همه جا گسترش دهند. در مورد تعدادشان هم بايد بگويم كه حدود ۵۰ تا ۶۰ هزار نفر هستند كه در سراسر دنيا پخش شده اند. البته آمارى كه خودشان مى دهند بسيار غلوآميز است و مى گويند جمعيت شان حدود ۳۰۰ هزار نفر است كه اين طور نيست.


بهائيان در مورد حرمت ورود به سياست هم گويا دستورى دارند.‎/‎/
بله. در بهائيت ورود به سياست حرام است اما اين مسئله در ظاهر است و دقيقاً عكس آن عمل مى شود. شما مى دانيد كه بزرگان بهايى خود در مركز سياست بوده اند، عبدالبهاء با پادشاهان اروپايى و مقامات امريكايى ارتباط داشته و براى آنها الواحى صادر مى كرده كه در آن اينها را ستوده است. ژرژ پنجم و پادشاه عثمانى از جمله اين پادشاهان بوده اند. جالب است بدانيد عبدالبهاء در يكى از اين لوح ها دستور حمله به ايران را صادر كرده است و خطاب به يكى از پادشاهان انگليس گفته بود كه الآن موقعيت خوبى است كه به ايران حمله كنيد. به هرحال اينها نبايد در سياست دخالت كنند و اين مسئله جزو اصول آنهاست.
علت آن چيست
اينها بازى است. چطور اين حرمت در زمان پهلوى وجود نداشت و هويدا كه خود بهايى بود به نخست وزيرى رسيد يا اعضاى ساواك و يا دكتر ايادى بهايى مسلك كه پزشك مخصوص شاه بود. به محض پيروزى انقلاب اسلامى اين مسئله دوباره مطرح شد تا هيچ كمكى از سوى بهائيان به دولت صورت نگيرد. بهائيان در هيچ يك از پروژه هاى ملى يا مواردى كه منجر به ساختن كشور و يا پيشرفت آن باشد شركت نكرده و نمى كنند. هيچ كدام از آنها حتى در جنگ هم شركت نكردند و گفتند كه اجازه نداريم در سياست دخالت كنيم. اين بهانه اى است كه بهائيان هم كمكى به دولت نكنند و هم به اين واسطه جذب آن نشوند. ضمن اين كه دستور ديگرى هم در بهائيت وجود دارد مبنى بر اطاعت كامل از حكومت. يعنى هر بهايى در هر جايى كه هست بايد از حكومت آن اطاعت كامل داشته باشد. باز اين مسئله در ايران اتفاق نيفتاده و آنها به شكل مخفى و به شكل غيرقانونى فعاليت داشتند ولى بعد از اين كه حكومت با آنها برخورد كرد، تعهد دادند فعاليت نكنند و پايبند قانون باشند ولى الآن دوباره از سوى «بيت العدل» دستورى صادر شده كه داخل جامعه شويد و تبليغ علنى كنيد.


از چه زمانى اين دستور صادر شده است
همين چند سال اخير كه اتفاقاً الآن هم بشدت فعال شدند و در حال فعاليت هستند هم اكنون هر بهايى موظف است كه براى جذب ۳ الى ۵ خانوار از مسلمانان تلاش كند. همين سال گذشته هم دستور رسيد كه در انتخابات مجلس هم شركت كنيد و رأى بدهيد.
چطور
علتش اين است كه تا به اين شكل بتوانند جاى پايى در مجلس پيدا كنند و با ارتباط گرفتن با فلان نماينده مجلس و تلاش براى ساختن افكار او منافعى را كسب كنند. يعنى دستور اين بود كه با نمايندگان مجلس ارتباط بگيرند. آنها هم مى رفتند و با شگردهاى خاص مى گفتند كه ما بهايى هستيم و اجازه بدهيد عقايدمان را بگوييم سپس در مورد ما قضاوت كنيد.
چقدر اين تبليغات آنها مؤثر بوده است
به هرحال اينها در فضاسازى مهارت خاصى دارند و سعى مى كنند فضاى ذهنى افراد را براى اهداف خود آماده كنند. اگر هم نتوانند اشخاص را بهايى كنند سعى مى كنند به شكلى چهره جمهورى اسلامى را در ذهن افراد خدشه دار كنند. يعنى مشكل آنها با جمهورى اسلامى است و در اين راه دست به هر تلاشى مى زنند.
چرا فعاليت بهايى ها در سال هاى اخير شدت گرفته است
اينها گمان مى كردند جمهورى اسلامى در حال سرنگونى است ولى ديدند كه قضيه چيز ديگرى شده است و به همين دليل ديدند كه اگر تلاش نكنند راه به جايى نخواهند برد. به اين شكل برخلاف نص صريح بهاءالله كه گفته بود بايد مطيع حكومت باشيد از جمهورى اسلامى اطاعت نمى كنند و حكومت هم مجبور شد تا به واسطه فعاليت هاى غيرقانونى كه داشتند سران آنها را در ايران دستگير نمايد.


بهايى ها بيشتر در چه شغل هايى فعاليت دارند
مشاغل آزاد دارند. مثلاً در عينك سازى، توليد پوشاك، فرش، كارهاى تأسيساتى و صنعتى و ‎/‎/‎/ فعاليت مى كنند.
يك روز كارى يك بهايى را چگونه توصيف مى كنيد
بهائيان براى هر شخص بهايى از سن ۳ سالگى تا ايام پيرى برنامه دارند. گلشن توحيد نام مهدكودك هايى است كه بهائيان از ۳ سالگى وارد آن مى شوند و از همان ابتدا تعاليم بهائيت به آنها القا مى شود. اين تعاليم مبتنى بر پرستش بهاء و ايجاد رعب و وحشت در صورت سرپيچى از فرمان اوست. براى محصلان اول ابتدايى تا كلاس دوازدهم كلاس اخلاق گذاشته مى شود تا به اين شكل افكار غير بهائيت از ذهنشان زدوده شود. علاوه بر اين كلاسها ، افراد بايد هر ۱۹ روز يك بار در يك جلسه اجبارى شركت كنند كه در صورت عدم شركت در آن مجازات مى شوند. در طول اين فعاليت ها نيز مسئوليت هايى براى اين افراد تعريف مى شود كه بايد آن را انجام دهند. كلاس ديگرى كه تشكيل مى شود، كلاس «مفاوضات»است يا «ايقان»و.‎/‎/ . بعد از اتمام تحصيل دانشگاه هايى را مشخص مى كنند تا بهايى ها در آن تحصيل كنند. از طريق اينترنت با دانشگاه هاى امريكا ارتباط مى گيرند و امتحان مى دهند. جلسات ديگرى هم دارند مثل احتفالات كودكان، احتفالات نوجوانان و احتفالات جوانان. در اين كلاسها برنامه هايى دارند از جمله تفريحات و اردوهايى كه به شكل مختلط برگزار مى كنند و به اين شكل آنها را سرگرم مى كنند. به جز اين كميسيون هايى دارند كه بايد در آن شركت كنند و فعاليت هاى ديگرى كه دارند، بهايى ها در طول روز مرتباً سرگرم و درگير اين كلاسها هستند و طورى براى آنها برنامه ريزى شده كه حتى فرصت سرخاراندن هم نداشته باشند.
يعنى اين يك شگرد است
دقيقاً. در اين صورت هيچ كدام از افراد فرصت فكر كردن هم ندارند و به چيزى غير از بهائيت نمى توانند فكر كنند.


شما چه مى كرديد
من معلم مهدكودك و مسئول هيأت موسيقى بودم. ضمن اين كه نوازنده سنتور هم بودم و ۱۵ شاگرد هم داشتم كه نواختن اين ساز را تدريس مى كردم. با اين حال كلاسها و جلسات متعددى مى رفتيم و روزمان كاملاً پر بود.
آيا با غيربهايى ها هم ارتباط داشتيد
البته فرصتى براى اين كار نداشتيم مگر اين كه برنامه ريزى شده باشد. يعنى تشكيلات مى گفت كه مثلاً روى فلان شخص كار كنيد كه ما هم تحت نظر آنها اين كار را مى كرديم.
با اين اوصاف روند برگشتن بهائيان از اين فرقه به چه شكل است
خيلى زياد است. اين افراد فراوان هستند. الآن براى من نامه ها و ايميل هاى زيادى مى آيد كه مى گويند قصد داريم از بهائيت خارج شويم ولى جرأت ابراز آن را نداريم چون هر بهايى كه از اين مسلك برگردد از سوى خانواده و فاميل و تشكيلات كاملاً طرد مى شود و مورد غضب قرار مى گيرد.
علت عمده اين بيزارى از بهائيت چيست
سؤالات زياد، مجهولات و تناقضات.
يعنى به اين سؤالات جواب داده نمى شود
فقط سفسطه مى كنند و كسى كه باهوش باشد كاملاً آن را متوجه مى شود.


خود شما هم به اين واسطه مسلمان شديد
بله. من از تناقضات فرار كردم. همه چيز تناقض داشت و در جواب اين تناقضات هم فقط سفسطه مى كنند. من گاهى با دوستانم صحبت مى كردم و در جواب سؤال آنها كه مى گفتند جواب سؤالم را نگرفتم و مى گفتم كه چرا سؤال نمى كنيد كه آنها مى گفتند كه سؤال مى كنيم ولى اينها جواب آن را نمى دانند. بعد مى گفتم كه با اين حساب چرا اينجا مانديد، مى گفتند كه بعداً جواب اين سؤال داده مى شود! و«بيت العدل» به آن جواب مى دهد.
واقعاً جواب مى دهد
اتفاقاً سفسطه گر واقعى آنها هستند. جواب آنها به گونه اى است كه هم كوتاه است و هم هزاران تفسير مى توان از آن داشت.
از مسلمان شدنتان مى گفتيد.‎/‎/
علاوه بر اين تناقضات در بهائيت خلأ معنوى و ايمانى خيلى ما را آزار مى داد و به اين دليل به سوى اسلام آمدم و چون احساس قرابت و دوستى شديدى نسبت به ائمه داشتم مشرف به تشيع شدم چرا كه ائمه منبع بسيار عظيمى براى پر كردن اين خلأ بودند. البته شيعه شدن من و شناخت اين منبع عظيم به واسطه مطالعه كتاب «على كيست» جناب كمپانى بوده است. اين كتاب بسيار روى من تأثير داشت و خواندن اين كتاب را به همه توصيه مى كنم.


الآن چه مى كنيد
پس از اسلام آوردنم براى نشان دادن چهره واقعى بهائيت تأليفاتى داشته ام و كتابهاى «چرا مسلمان شدم»، «نامه اى براى برادرم»، «مسلخ عشق»، «سايه شوم» و «فريب» را به چاپ رساندم.
گويا چند رمانى هم كه نوشته ايد به واسطه قالبى كه براى نوشته خود انتخاب كرديد سروصداى زيادى در محافل بهائيت به وجود آورده است.‎/‎/
ببينيد، چون چنين كتابهايى تا به حال سابقه چندانى نداشته است، غير از آيتى و مهتدى كه دوتن از بزرگان اين فرقه بودند و برگشتند و كتبى را در اين مورد تأليف كردند تقريباً كتابى در اين باره توسط بهايى هاى برگشته از بهائيت نوشته نشده و طبعاً كتابهاى من به اين واسطه حركت جديدى بود و براى آنها خيلى سنگين آمد. البته از طرف تشكيلات ابتدا خيلى روى من كار كردند و خيلى بحث مى كردند تا من را برگردانند. آنها ساعتها با من بحث مى كردند تا مسير مرا تغيير دهند كه اين روزها از روزهاى سخت زندگى من بود. آنها مرتب به من مى گفتند كه اگر برنگردى مشمول خشم و غضب الهى و نابود مى شوى كه الحمدالله نه تنها هيچ كدام از اين اتفاقات رخ نداد بلكه بعد از مسلمان شدنم هر روز در حال پيشرفت هستم.
چند كلمه مى گويم شما يك جمله درباره آن بگوييد ‎/ اسلام
بهترين مأمن قلوب.


تشيع
كاملترين مذهب الهى.
بهائيت
فرقه سياسى، استعمارى.
بهايى
انسان وابسته به تشكيلات كه ۲ چهره دارد؛ چهره ظاهرى آنها بسيار مظلوم، عاطفى، خوش برخورد، منصف، خدمتگزار و مفيد كه ناشى از تعليمات درازمدت تشكيلات بوده است و چهره باطنى آنها، گزارشگر، حيله گر، تلاشگر به علاوه كينه توزى عليه اسلام.
بدترين تعاليم بهائيت
آموزه هاى ضداسلامى و ضددينى.
بهترين راه مبارزه با بهائيت
پرداختن به آثار بهائيان و افشاى احكام ناقص آنها مثل حكم سارق كه مى گويند اگر شخصى ۳ بار دزدى كرد روى پيشانى او مهر بزنيد. حالا اگر فرض كنيم مهرى باشد كه تا آخر پاك نشود اگر سارق براى چهارمين بار دزدى كرد بايد با او چه كنند !
با كداميك از ائمه احساس قرابت بيشترى داريد
على ابن موسى الرضا (ع)‎/
ادعيه مورد علاقه شما
بعد از دعاى كميل، صحيفه سجاديه.
بهترين روز سال
روزى كه درآن گناهى نكرده باشم.
سخت ترين روز براى شما
پس از مسلمان شدنم والدينم خيلى ناراحت شدند و من از ناراحتى آنها بسيار ناراحت شدم.
چه زمانى گريه كرديد
يك شب عاشورا دلم براى مادرم خيلى تنگ شده بود كه از اين دلتنگى به گريه افتادم.
آرزو
روزى برسد كه خانواده من متوجه شوند كه در اشتباه هستند.
خوشبختى
هميشه خوشبخت هستم چون به خدا ايمان دارم.
خاطره خوب
اولين سفرم به مكه مكرمه.
خاطره بد
شبهايى كه با مأموران تشكيلات بحث مى كردم.
حرف آخر.
اميدوارم كه روزى در راه افشاى فرقه بهائيت به فيض شهادت نائل شوم.




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط معترض

اين را مينويسم براي بلاهت صفتان و بلاهت گويان كه زيانشان همچون اعراب جاهل بر كف دستشان است و هر چه ميشنوند و ميبينند سواي عقل خود بر زبان مي اوردند دست نشان دهاني كه جز خرافات چيزي در ذهنشان و ضميرشان نيست اناني كه خلقت را از ان خود ميدانند و بس (انا لله و انا اليه الراجعون)كساني كه جز خزعبلات غربي سعي در خدشه كردن چهره هايي چون امام راحل و اسلام قران مقدسمان را دارن كساني همچون اقاي رضا فاضلي كه حكايتش همچون حكايت شخصي است كه با يك سطل ماست ميخواهد دريايي از دوغ به زعم خام خود درست كند عقلشان را حاكم نميكنند تنها به چشم كمسويشان و بلكه بي سوي خود قناعت ميورزند و شعارهاي تو خالي سر ميدهند دم از عالم بودن ميزنند حال كه زنبور بي حاصلي بيش نيستند

http://mpahlavi17.blogspot.com/2008/08/blog-post.html



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 توسط معترض

يه روز تصميم گرفت درس بخونه اما نميدونست چرا؟

روز بعد تصميم گرفت ازدواج كنه اما نميدونست چرا

روز بعد تربصميم گرفت بره خارج از كشور اما نميدونست چرا؟

روز بعد تصميم گرفت خودشو حلق اويز كنه تا از اين جهالت راحت بشه

اما افسوس كه اجل فرا رسيد

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 توسط معترض
وزير دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح تاكيد كرد كه جمهوري اسلامي ايران به بركت نيروهاي مسلح و مردم ولايتمدار خود هميشه آمادگي مقابله با هرگونه حمله احتمالي را داشته است.

به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا،سردار محمد مصطفي نجار روز يكشنبه در پايان نشست هيات دولت در پاسخ به سووال خبرنگاران در خصوص تهديدات اسرائيل افزود: صهيونيست‌ها براي رهايي از بحراني كه در درون خود به آن گرفتار شده‌اند و نيز به خاطر سرپوش گذاشتن بر جنايات و كشتارهايشان در سرزمين‌هاي فلسطيني و نيز توليد سلاح‌هاي كشتار جمعي، عمليات رواني و جنگ رسانه‌اي عليه جمهوري اسلامي ايران به راه انداخته اند.

وي با اشاره به حمايت آمريكا از اسرائيل در توليد سلاح‌هاي كشتار جمعي و نيز كشتار فلسطينيان گفت: ما هميشه به بركت نيروهاي مسلح توانمند خود و مردم ولايتمدار آماده بوده‌ايم .

وزير دفاع به جنگ سي و سه روزه مقاومت مردم لبنان و شكست مفتضحانه اسرائيل در اين جنگ گفت: همگي شاهد بوديم اسرائيل برغم سلاح‌هاي مدرن خود چه شكست مفتضحانه‌اي در اين جنگ ‪ ۳۳‬روزه خورد.

سردار مصطفي نجار تاكيد كرد: مهمترين مولفه اكنون داشتن سلاح‌هاي مدرن نيست بلكه پشتيباني مردمي است.

وي تصريح كرد: اسرائيلي‌ها هيچ وقت تا اين حد زبون و خوار نبوده‌اند و لذا دارند فرافكني مي‌كنند.

وزير دفاع در پاسخ به سووالي در خصوص پايگاه موشكي آمريكا در داخل عراق گفت: اكنون حضور آمريكا در عراق تهديدي براي خودش است.

خبرنگار سووال كرد اما آمريكايي‌ها قصد شان از اين كار تهديد جمهوري اسلامي ايران است، وزير دفاع پاسخ داد: نيروهاي مسلح ما همه چيز را هوشمندانه رصد مي‌كنند و در زمان خودش پاسخ مي‌دهند.

سردار مصطفي نجار در پاسخ به سووال ديگري در خصوص طرح ربودن دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري در سفر به عراق گفت: تاييد مي‌كنم ايشان ‪ ۱۰۰‬درصد در معرض خطر بودند ما اطلاعات كلي در اين زمينه داريم . اگر نياز باشد جزييات آن توسط رييس جمهوري اعلام مي‌شود.

وزير دفاع در پاسخ به سووال ديگري در خصوص شليك‌هاي ضد هوايي چند روز پيش در غرب تهران گفت: بايد اين مساله را بررسي كنم.

 



نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم تیر 1387 توسط معترض


نوشته شده در تاريخ یکشنبه نهم تیر 1387 توسط معترض
درباره وبلاگ




bahar 20

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ


<
style="BORDER-RIGHT: 3px solid; BORDER-TOP: 3px solid; BORDER-LEFT: 3px solid; BORDER-BOTTOM: 3px solid"
height=46 width=147 classid=clsid:6BF52A52-394A-11D3-B153-00C04F79FAA6>
stretchtofit="true" loop="true" enablecontextmenu="false" showcontrols="true"
height="165" width="135" name="WMP1">

کداهنگ ميخواهي بياتو


جدید ترین کد آهنگ ها Amir-b646